آترین عزیزمونآترین عزیزمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

... پرنسس ما

من یه مامانم!!

خوابم...  دستای کوچولوت رو روی صورتم حس میکنم بدون اینکه چشمم رو باز کنم میگم آترین بیا بغلم لالا کنیم سرت رو روی بازوم میذاری و پوست گردنم نفسات رو حس میکنه برای خودت شعر میخونی " خورشید خانوم دوباره، مهمون خونه ی ماست مثل همیشه روووووشن، مثل همیشه زیباست با دستای قشنگش ناز میکنه گلا رو ......." چشمام گرم شده و دوباره داره خوابم میبره...... این دفعه با انگشتات داری چشمام رو باز میکنی و میگی: خاطره بیا هامی بخوریم...  تنم کوفته ی بی خوابی های شب قبله، نمیدونم چند شنبه و چه ساعتیه فقط یادم میاد مامان زهره نیست و خودم باید برات صبحونه حاضر کنم رو تختی رو درست میکنم و بالشت ها و جابجا میکنم، توام عروسکای دیشب...
15 آبان 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ... پرنسس ما می باشد